تبليغاتX
انجمن علمی زبان روسی دانشگاه فردوسی
Научное Общество Кафедры Русского Языка

با سلام

با مراجعه به سایتهای زیر:

کتب مورد علاقه خود را رایگان دریافت کنید

بیوگرافی مشاهیر روس را مشاهده نمائید

http://www.fictionbook.ru

http://imhonet.ru

http://bookz.ru

برای مثال:

"مومو" اثر ایوان تورگینیف ...... کلیک کنید

МЕРТВЫЕ ДУШИ اثر گوگول ....... کلیک کنید

جنگ و صلح اثر تالستوی ..........کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 13:36  توسط حامدحکیمی .С.М.ХАМЕД  | 

کوتاه اما پر محتوا........

آنتون پاولويچ چخوف (1860- 1904)

پزشك، نمايشنامه‌نويس، داستان‌نويس، طنزپرداز و اومانيست بزرگ روس. چخوف پزشكي بود كه هم جسم انسان‌ها را مداوا مي‌كرد، هم روح‌شان را. وي انساني شاد، مردمي و در عين حال پيچيده و منزوي بود. او مي‌توانست ساعت‌ها بدون حركت به نظاره طبيعت بنشيند و شايد در همين لحظات بود كه ايده‌هايي بزرگ همچون نمايش‌نامه‌هاي «مرغ دريايي»، «باغ آلبالو» و تفكراتي عميق و گاه طنزآميز، نظير آن چه در ذيل مي‌خوانيد زاده مي‌شد:


- كسي كه لذت خلاقيت و آفرينش را تجربه كرده باشد، نسبت به تمامي لذات زندگي بي‌تفاوت مي‌شود.

- اثر هنري حتماً بايد بيانگر ايده‌اي بزرگ باشد. فقط آن‌چه جدي است مي‌تواند زيبا باشد.
- داشتن زندگي پاك و شاد بدون كوشش امكان‌پذير نيست.

- بي‌استعداد كسي نيست كه توانايي نوشتن داستان را ندارد، بلكه كسي است كه مي‌نويسد و نمي‌تواند اين عمل خود را پوشيده نگاه دارد.

- از زبان فاخر پرهيز كن. زبان بايد ساده و زيبا باشد.

- مهم‌ترين مهره در زندگي مشترك عشق است.

- در انسان همه چيز بايد زيبا باشد، هم چهره، هم پوشش، هم روح و هم افكار.

- انسان‌هاي مؤدب براي شخصيت انسان احترام قايلند و به همين دليل هميشه بزرگوار، متواضع خوش‌برخورد و مؤدبند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 15:3  توسط حامدحکیمی .С.М.ХАМЕД  | 

 با سلام

امروز سالروز تولد <<اوژیکوف>> مولف دیکشنری روسی به روسی ای می باشد که همه شما عزیزان با آن آشنایی کامل دارید.مطالبی رو در مورد وی برای شما تهیه دیدیم.باهم می خوانیم:

Ожегов, Сергей Иванович

Серге́й Ива́нович О́жегов (19001964) — российский и советский языковед, лексикограф, доктор филологических наук.

Сергей Ожегов родился 22(9) сентября 1900 г., в поселке Каменное (ныне город Кувшиново) Тверской губернии. Окончил Ленинградский университет (1926). Ученик В. В. Виноградова и Л. В. Щербы. Заведующий сектором культуры речи Института русского языка АН СССР (с 1952).

Один из составителей «Толкового словаря русского языка» под редакцией Д. Н. Ушакова (1935—1940). Автор однотомного «Словаря русского языка» (1949, 9 изд., 1972).

Основные труды посвящены русской лексикологии и лексикографии, истории русского литературного языка, социолингвистике, культуре русской речи, языку отдельных писателей (П. А. Плавильщикова, И. А. Крылова, А. Н. Островского) и др.

Редактор «Орфографического словаря русского языка» (1956, 5 изд., 1963), словарей-справочников «Русское литературное произношение и ударение» (1955), «Правильность русской речи» (1962). Основатель и главный редактор сборников «Вопросы культуры речи» (1955—1965

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 22:52  توسط حامدحکیمی .С.М.ХАМЕД  | 

"چخوف" نمایشنامه نویس بیمار دوست

 بابک شهاب

با وجودی که صد سال از درگذشت آنتون پاولوویچ چخوف، پزشک و نمایشنامه نویس برجسته روسی می گذرد اما هنوز هم اهالی ملک "ملیخووا" در حومه مسکو، هیچ جایی را مناسب تر از این مکان برای مداوای بیماری هایشان نمی شناسند.

هنوز هم نسخه های پزشکی با سربرگ "آنتون چخوف"  کاربرد خود را از دست نداده‌ است. وگر نه بیماران عاشق چخوف، در جایی که مولف مرغ دریایی،اقدام به درمان آنها می کرد، این چنین در صف های طویل تزریق نمی ایستادند و اصرار به مداوای خود نداشتند.

بسیاری از بیماران، داستان های کوتاه و نمایشنامه های قدیمی این نویسنده جاودان را خوب می شناسند و به خود می بالند که طی 10 سال اخیر برای نخستین بار از این امکان برخوردار شده اند که برای معالجه، راه دراز شهرهای دیگر را در پیش نگیرند و در جایی خیلی نزدیک‌تر، یعنی مکانی که زمان های دور خود آنتون به مردم خدمت می‌کرد، معالجه شوند.

آنها می گویند: مسوولان موزه چخوف تصمیم گرفته‌اند یکی از اتاق‌های موزه را به درمانگاه تبدیل کنند، زیرا اتاق کوچک ویژه تزریقات، اگر چه به وسایل و دستگاه‌های مدرن مجهز شده است، اما هنوز بوی گذشته‌ها را می‌دهد. چنانکه روی میز برگه‌های نسخه چخوف با امضای ویژه اش، و پشت پنجره، باغچه گیاهان دارویی او به چشم می‌خورد.

مردمان میلخووا خوب می دانند زمانی که چخوف به آنجا نقل مکان کرد، هیچ پزشک دیگری در آن نواحی یافت نمی‌شد و او به‌تنهایی مجبور بود ساکنان 25 روستای منطقه را مداوا کند و این درحالی بود که چخوف همه ‌فن‌حریف هم دمل‌های چرکین را باز می‌کرد، هم برای مبتلایان به وبا نسخه می‌پیچید هم دندان بیماران را پر می‌کرد.

ساکنان روستاهای اطراف، درست مثل زمان حیات چخوف، هیچ جای دیگری برای مداوای بیماری‌هاشان ندارند.

البته مسوولان موزه، به خود اجازه نداده اند تا منزل چخوف را در حین بازسازی، به یک درمانگاه مدرن امروزی تبدیل کنند و به همین منظور در مجاورت مطب، اتاق پزشک معروف سده نوزده را نیز احیا کردند که برای بازسازی اتاق چخوف مجبور شدند ابزار پزشکی و مبلمان قدیمی آن زمان را نیز از درمانگاه‌های ایالتی جمع‌آوری کنند.

ظاهر این اتاق بسیار فقیرانه است. اما وسایل و بالا پوش چخوف چنان از چوب لباسی آویزان شده که انگار این پزشک حاذق، تنها برای مدت کوتاهی اتاقش را ترک کرده و به زودی باز می گردد. چخوف حتی عینک همیشگی و معروفش را در اتاق جا گذاشته است. شاید او نمی دانست بیماری سل با او کاری می کند که چشم هایش برای همیشه بسته می ماند و دیگر هرگز نیازی به عینک پیدا نخواهد کرد. و شاید باز هم نمی دانست که تنها عامل شهرت جهانی او در مرگش خلاصه شده و کافی است او بمیرد تا اعتبار پایگاه ادبی اش جاودان بماند.

شنبه 28 مرداد 1385

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 13:1  توسط حامدحکیمی .С.М.ХАМЕД  | 

کوتاه از یک نویسنده دوست داشتنی روس

                                 И.С.Тургенев                            

«ایوان تورگنیف» Ivan Turgenev رمان نویس مشهور روسی در نهم نوامبر ۱۸۱۸ در «اورال» به دنیا آمد و در سوم سپتامبر ۱۸۸۳ در سن شصت و پنج سالگی درفرانسه درگذشت.او به یک خانواده اشرافی روسیه متعلق بود. اجدادش از شخصیت های معروف روس بودند. پدر وی در ارتش روس مقام سرهنگی داشت. این مرد در سال ۱۸۲۰ وقتی «ایوان» دو ساله بود زن و سه پسرش را به اروپا غربی برد و به گردش در کشورهای این منطقه پرداخت. در بازگشت به روسیه «تورگنیف» مانند دیگر مَلاک زادگان روس در نزد استادان و آموزگاران مجرب تعلیم و تربیت یافت. او زبان روسی را خیلی دوست می داشت و همیشه از این که استادان، زبان مادری اش را به او یاد نمی دادند متاسف بود، اما سرانجام به وسیله یکی از دهقانان املاک پدر توانست یک کتاب روسی به دست آورد و با شوق بسیار بخواند. ایوان در شانزده سالگی به دانشگاه مسکو رفت. اما در سال ۱۸۳۵ او را به دانشگاه «سن پترزبورگ» منتقل ساختند. آنجا در رشته زبان شناسی به تحصیل پرداخت ودر این زمان احساس کرد که می خواهد چیز بنویسد و به نویسندگی بپردازد. او نخست با تقلید از یکی از آثار «بایرون» شاعر بزرگ انگلیسی یک قطعه شعر خوب سرود اما استادش بدون آن که او را رسوا سازد به او گفت: «فکر می کنم تو می توانی چیزی شوی»!و در این زمان تشجیع شد و در روزنامه ها آثار شعری خود از جمله «کاج کهن» را منتشر ساخت. در سال ۱۸۳۸ به برلین رفت چون تصور می کرد که تحصیل حقیقی در خارج از روسیه میسر است. وی در آنجا دو سال به فلسفه و زبان های قدیمی وتاریخ پرداخت. تورگنیف در این دوره سخت تحت تاثیر افکار فیلسوف آلمانی «هگل» قرار گرفت. او بدین ترتیب خود را از زیر بار افکار نژاد اسلاو خارج ساخت و به افکار غربی ها گروید و تا آخر عمر غربی می اندیشید. وی در بازگشت به روسیه یکراست به «مسکو» رفت، چون مادرش که زن تندخو و دیکتاتوری بود در مسکو زندگی می کرد. تورگنیف داستان های زیادی درباره رفتار خشن مادرش با دهاقین روسی تعریف کرده است. او در سال ۱۸۴۳ یک داستان شعر منتشر کرد و چنانکه در خاطراتش می نویسد با انتشار آن پای دراقلیم ادبیات گذاشت. «بلینسکی» نقاش بزرگ روس اولین اثر او را پسندید. تورگنیف می گوید: ستایش بلینسکی بیشتر مرا دست پاچه کرد ... من هر جا می رفتم تکذیب می کردم که من آن اثر را منتشر کرده ام . نخستین اثر منثور او کتابی به نام «خاطرات یک ورزشکار» بود که بین سال های ۱۸۴۱ تا ۱۸۵۰ نوشته شد، وی در این کتاب وضع بد زندگی دهاقین روسیه را مورد تنقید قرار داد و آن را سخت کوبید. مقامات دولت تزاری از انتشار این کتاب رنجیدند اما بهانه ای برای بازداشت وی پیدا نکردند. ولی وقتی او در مقاله ای، از «گوگول» نویسنده روسی تمجید کرد او را یکماه به زندان انداختند و بعد تبعیدش کردند. او از این دوره برای مطالعه و نگارش استفاده زیادی کرد و در این زمان «آشیانه یک اشراف زاده» و «پدران و پسران» را نگاشت . در سال ۱۸۴۷ رمان خود وکالینچ، قسمت نخست از حکایات یکنفر شکارچی را نوشت. در سال ۱۸۶۴ در «ایالت باد» و در سال ۱۸۷۱ در پاریس مستقر گردید. در پاریس با برادران «گونگور» ، نویسندگان ناتورالیست فرانسوی و موپاسان و «ژرژساند» مخصوصاً فلوبر آشنا شد و محفلی ادبی به اتفاق هم در رستوران «ماینی» تشکیل دادند و چون خوش سخن بود توانست با زحمت فراوان روسیه و ادبیات آن را به پاریس بشناساند و مردم را به آثار ادبی روس علاقه مند کند. وی در سال ۱۸۶۲ در «بادن بادن» آلمان خانه بزرگی خریده بود و تا سال ۱۸۷۰ در آنجا زیست و چون مدتی در فرانسه زیسته بود بسیاری از داستان هایش را در اصل به زبان فرانسه نوشته است. این نویسنده ی اجتماعی روسی وضع زندگی هم میهنان خود را که اکثریت آنان از زارعین و طبقات ملی بودند در نوشته های خود توصیف کرده و حقایق تلخ و واقعیات ناگوار زندگی طبقات محروم را نشان داده است. کتاب های معروف او چون «یادداشتهای یک شکارچی» و «مین بکر» و غیر انتقاد شدیدی از ژریم غلامی دهقانان است که در دوره تزاری معمول بود. «آبهای بهاری»، «آسیه و اولین عشق»، «آدم زیادی»، «در آستانه فردا» ، «مومو» ، «رودن» از جمله کتاب های اوست. تورگنیف مرد مؤدب وخوش مشربی بود و در اثر ابتلا به به سرطان درگذشت.

"انشاالله در ترم بعد شاهد برگزاری نشست ادبی با عنوان معرفی مشاهیر روس در تالار فردوسی خواهیم بود.آنجا می توانیم اطلاعات کاملی را از این نویسنده کسب کنیم مطالب مربوطه توسط یکی از دانشجویان فعال گروه جمع آوری شده و منتظر فرصت مناسب برای ارائه می باشد."

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 9:38  توسط حامدحکیمی .С.М.ХАМЕД  | 

سلام همراهان

امروز به پیشنهاد یکی از خوانندگان عزیز وبلاگ کوتاه از داستایفسکی رمان نویس نام آشنای روسی مطلبی آورده ایم.امیدواریم رضایت شما جلب بشود.

                                                                         

داستایفسکی. فئودور

داستایفسکی، فئودور میخایلوویچ Dostoyevskiy, Fedor Mikhailovich رمان­نویس روسی (1821-1881) داستایفسکی در مسکو و در اتاقکی از بیمارستانی که پدرش در آن به کار طبابت اشتغال داشت، زاده شد و از لحظه­ای که چشم به دنیا گشود، با محیطی فاقد شادمانی که در آن بوی دارو و فقر به مشام می­رسید، روبرو گشت. ...

ابتدا برای امرار معاش به کار ترجمه پرداخت و آثاری چون "اوژنی گرانده" اثر بالزاک و "دون کارلوس" اثر شیلر را ترجمه کرد. در 1846 اولین داستان خود، "مردم فقیر" Bednye Lyudi، را نوشت و برای چاپ در روزنامه، به نکراسوف شاعر روسی سپرد. ...

در 1865 داستان معروف "جنایت و مکافات" Prestuplenie i nakazanie را انتشار داد که اولین اثر بزرگ او به شمار آمد و او را در خارج از کشور روسیه به شهرت رساند، امروزه نیز معروفترین و پرخواننده­ترین اثر داستایفسکی محسوب می­شود. ...

داستان "قمارباز" Igrok در 1866 انتشار یافت. داستایفسکی در این اثر تجربه تلخ شخصی را در یکی از اقامتهایش در خارج از کشور و عشق مفرطی که او را به جانب قمار می­کشاند، بیان می­کند. ...

داستان "ابله" Idiot در 1868 نوشته شد. شاهزاده­ای که آخرین بازمانده خاندان مهم و انقراض یافته­ای است، از سفر سوئیس که مدتها به علل مزاجی در آن سکونت داشته، به میهن بازمی­گردد. وی ظاهراً گرفتار افسردگی روحی است و در واقع به نوعی ابلهی دچار است که به کلی قدرت اراده را از او سلب کرده و از سوی دیگر اعتماد نامحدودی نسبت به دیگران در او پدید آورده است. ...

برای خواندن کامل متن و آشنایی با آثار دیگر این نویسنده بزرگ روسی به ادامه مطلب بروید.

زندگینامه داستایفسکی به روسی را با کلیک بخوانید.

 

+ نوشته شده در  شنبه 7 مرداد1385ساعت 13:54  توسط حامدحکیمی .С.М.ХАМЕД  | 

سلام همراهان

...امروز ۱۵ جولای به روایتی سلاروز درگذشت چخوف نویسنده بزرگ و نام آشنای روس میباشد که مدتی است داستانهای کوتاهش رو در همین وبلاگ میخوانیم.

امیدواریم از عکسهای زیر و داستان انتخاب شده خوشتون بیاد.

Антон Павлович Чехов

Имя при рождении: Антон Павлович Чехов
Псевдоним: Чехонте
Дата рождения: 17 (29) января 1860
Место рождения: Таганрог, Россия
Дата смерти: 2 (15) июля 1904

Место смерти:

 

    Баденвейлер, Германия

Домик Чехова в Таганроге.  Городской театр в Таганроге.
Городской театр в Таганроге.                    Домик Чехова в Таганроге.
+ نوشته شده در  شنبه 24 تیر1385ساعت 16:29  توسط حامدحکیمی .С.М.ХАМЕД  | 

سلام خدمت شما                                   

از سري كتابهاي بنگاه نشريات ..رادوگا.. مسكو (انتشارات روسي كه كتابهايي رو به زبان فارسي هم ترجمه ونشر كرده است.) با كتاب داستانها (اثر آناتولي آلكسين) آشنا شديم. كتاب كه مجموعه اي از داستانهاي اين نويسنده معروف شوروي است ودر سال ۱۹۸۵ به زبان فارسي برگردانده شده است در انجمن علمي گروه موجود ميباشد.

اين كتاب شامل داستانهاي.سومين نفر در رديف پنجم.برادرم قره ني مينوازد.كودك سر پيري.و دو داستان ديگه ميباشد.

براي خواندن اين داستانهاي زيبا و بقيه آثار اين نويسنده به روسي كافيست اينجا را كليك كنيد

و اما كمي آشنايي با آناتولي آلكسين:       Анатолий Алексин 

متولد ۱۹۲۴

دارنده جايزه دولتي اتحاد شوروي

نايب رئيس انجمن بين المللي شخصيتهاي ادبي و هنري

اين نويسنده سوژه مخصوص بخود را دارد.قهرمانان آثار وي نوجواناني در مرز بزرگسالي هستند.جاوداني مرز جهان كودكان و بزرگسالان-سوژه عمده ايست كه داستانها را با هم متحد مي سازد.

АЛЕКСИН, АНАТОЛИЙ ГЕОРГИЕВИЧ (р. 1924), (наст. фамилия Гоберман), русский прозаик, драматург. Родился 3 августа 1924 в Москве, в семье активного участника Гражданской войны, репрессированного в 1937. В детстве выступал в пионерской печати со стихами (собраны в книге Рожок, 1951; совместно с С.Баруздиным). В годы Великой Отечественной войны работал на стройке; в 1950 окончил индийское отделение Московского института востоковедения. Тогда же издал сборник повестей Тридцать один день, одобренный К.Г.Паустовским и сразу определивший Алексина как создателя т.н. «юношеской повести». Многочисленные произведения Алексина (повести Саша и Шура, 1956; Необычные похождения Севы Котлова, 1958; Говорит седьмой этаж, 1959; Коля пишет Оле, Оля пишет Коле, 1965; Поздний ребенок, 1968; Звоните и приезжайте!, 1970; Третий в пятом ряду, 1975; Безумная Евдокия, 1976; Сердечная недостаточность, 1979; Домашний совет, Ивашов, Дневник жениха, все 1980; Здоровые и больные, 1982; Прости меня, мама

ادامه بيوگرافي به روسي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 اردیبهشت1385ساعت 17:55  توسط حامدحکیمی .С.М.ХАМЕД  | 

                                                                                       М.А.Булгаков

Б И О Г Р А Ф И Я

МИХАИЛ  АФАНАСЬЕВИЧ  БУЛГАКОВ

Родился в 1891 году в Киеве. Сын профессора. Окончил Киевский университет по медицинскому факультету в 1916 году. Тогда же стал заниматься литературой, нигде не печатаясь до 1919 года

 В годы 1919-1921, проживая на Кавказе, писал фельетоны, изредка помещаемые в газетах, изучал историю театра, иногда выступал в качестве актера.

В 1921 году переехал в Москву, где служил в газетах репортером, затем фельетонистом

В годы 1922-1924.............

 ميخائيل آفاناسويچ بولگاكف در سال ۱۸۹۱ در خانواده اى فرهيخته در اوكراين ديده به جان گشود. پدرش دانشيار آكادمى علوم الهى و مادرش دبير دبيرستانى در شهر كيف بود.

...در فواصل سال هاى ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۵ داستان هاى بولگاكف در مجلات ادبى روسيه با اسامى مستعارى چون (م _ بول و اماب) و... به چاپ رسيد وليكن بيشتر اين مطالب به علت اينكه بولگاكف هيچ گاه حاضر نشد تا آنها را گردآورى كند از بين رفته اند. در سال ۱۹۲۴ نخستين ازدواج بولگاكف به شكست انجاميد و با انتشار (ابليس نامه) زندگى فرهنگى بولگاكف دگرگون شد. اين داستان توجه مجامع فرهنگى را به خود جلب كرد و نام او را به عنوان يك نويسنده برجسته و طنزپرداز بر سر زبان ها انداخت.

بولگاكف در رمان تخم مرغ هاى شوم و همچنين در دل سگ براى نگارش داستان و ايده ذهنى خود از نقاب و ماسك ادبيات علمى- تخيلى استفاده كرده است. قبل از او نيز ديگر نويسنده بزرگ روس (يوگنى زامياتين) در رمان ضد اتوپيايى خود (ما) همين شيوه را آزموده بود كه برايش موفقيت فراوانى به ارمغان آورد.

خلاصه ای از شیطان در مسکو  رو بخونید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 بهمن1384ساعت 18:31  توسط حامدحکیمی .С.М.ХАМЕД  | 

 امروز سالروز تولد پزشک و نویسنده بزرگ روسیه آنتون چخوف (Антон Павлович Чехов) می باشد.وی در روز ۱۷ ژانویه سال۱۸۶۰ در شهر تاگانرگ روسیه متولد شد. دوره ابتدایی و متوسطه رو در زادگاهش به پایان برد و آنگاه به مسکو رفت.از جمله آثار او میتوان به نمایشنامه های:مرغ دریایی.سه خواهر.باغ آلبالو. ایوانف و ... اشاره کرد که اکثر آنها به زبان فارسی برگردانده شده است. چخوف ۴۴ سال عمر کرد و در سال ۱۹۰۴ از دنیا رفت.

علاقه مندان میتوانند با کلیک بر روی اسم Антон Павлович Чехов از سایت اختصاصی این نویسنده بزرگ بازدید فرمایند.

انجمن علمی گروه روسی دانشگاه فردوسی این روز بزرگ رو گرامی میدارد.

Антон Павлович Чехов Родился в г. Таганроге 17 (29)января 1860г., умер 2 (15)июля 1904 г. в г. Баденвейлер (Южная Германия). Похоронен на Новодевичьем кладбище в Москве

Отец - Павел Егорович Чехов (1825 - 1898 г.г.). Мать - Евгения Яковлевна Чехова (урождённая Морозова) (1835 - 1919 г.г.)

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1384ساعت 21:29  توسط حامدحکیمی .С.М.ХАМЕД  | 

"لرمانتوف "شاعر و نويسنده معروف روسي در جريان يك دوئل با طپانچه توسط" نيكلا مارتينوف "در سن 27 سالگي بدرود حيات گفت" .ميخائيل يوريويچ لرمانتوف "روز۱۵اکتبر 1814 ميلادي در مسكو متولد شده بود .از مهمترين آثار اين نويسنده كه طبعي ماجراجو داشت" قهرمان عصر ما - نوآموز - شيطان - والريك - بالماسكه - خيال و داستان كودكان "را بايد نام برد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1384ساعت 10:29  توسط حامدحکیمی .С.М.ХАМЕД  | 

سلام                                                                                                                    Владимир Набоков

آشنایی با نویسندگان روس(شاید تا بحال کمتر از آنها شنیدیم.)

                                                                                        

ولادمیر ناباکوف(Владимир Набоков) نویسنده,مترجم,شاعر و استاد ادبیات در سال ۱۸۸۹ در روسیه متولد شد و ۱۹۷۷ در آمریکا در گذشت.اعتبار و شهرت فراوان او با رمان لولیتا به اوج رسید.

از دیگر آثار مهم ناباکوف می توان به ماری(ماشنکا).دعوت به مراسم گردن زنی.زندگی واقعی سپاستین نایت و آتش رنگ پریده اشاره کرد.از جمله فعالیتهای این جهره برجسته ادبیات روسیه (قرن بیستم) می توان نقد او بر کتاب مسخ اثر فرانتس کافکا و پژوهش های او در ادبیات کلاسک روس را نام برد.

خنده در تاریکی رمانی ظریف و طنز آمیز است درباره عشق و فریب که بدبینی و شکاکیت ناباکوف با زبان دوپهلو و سنجیده اش از آن اثری برجسته می سازد.

 دانشجویان علاقه مند میتوانند<< رمان خنده در تاریکی>>(ترجمه:امید نیکفرجام) که چندی پیش در روزنامه قدس نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته بود از انجمن علمی گروه امانت گرفته و مطالعه کنند.

مقاله ای درمورد این نویسنده توسط بنده حقیر ترجمه شده به اضافه مطالبی دیگر درمورد آثار و زندگینامه وی جمع آوری گردیده که به زودی در دسترس شما عزیزان می گذاریم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1384ساعت 19:9  توسط حامدحکیمی .С.М.ХАМЕД  |